يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
11
طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )
و غاريقون بموئينه بيز كذرانيده از هريك نيم درم اضافه نموده به آب خمير كنند و حبها سازند و فروبرند صفت حب اسطوخودوس صفت حب اسطوخودوس اسطوخودوس و افتيمون و بسفايج از هريك ربع درمى تربد و پوست هليله كابلى و پوست هليله زرد و صبر سقوطرى از هر يك نيم درم شحم حنظل دانكى همه را بكوبند و به بيزند و دو دانك غاريقون بموئينه بيز كذرانيده اضافه نموده به آب خمير كنند و حبها ساخته فروبرند صداع از گرمى صداع كه از كرمى آفتاب حادث شود علامتش تقدم مقارنت آفتاب و كرمى سر و خشكى دهان است رباعيّه از كرمى آفتاب هركه ترا * بركشت مزاج و درد سر شد پيدا آب كل خطمى و لعاب سبنيوش * آميز بيكديكر و مىساز طلا صداع از برودت صداع كه از برودت هوا حادث شود علامتش تقدم برودت هوا و سردى سر و سفيدى بول است رباعيّه كردى متاثر چو ز سردى هوا * ز انسان كه از آن شود صداعت پيدا مرمكى و عنبر و هم لادن و مشك * در روغن زيت حل كن و ساز طلا